حكايت دختر 20 ساله و اينترنت : حتما بخوانيد ! حتما بخوانيـد ...: ؟

دختری هستم حدود بیست سال
تیپ من باشد heavy آن هم متال !
عصرها بعداز دو ساعت خواب ناز
می دهم فازی به خود ؛ غیرمجاز !
در همان حالی که مشغول قریم ؛
می رسد وقت هنرهای گریم !! " Oh "
صورتم را می کنم من رفت و روب
با کرم پودر و کمی پن کیک خوب !
می کشم سوهان کمی بر ناخنم
مو ی سر را چرب با ژل می کنم !
خط چشمی می کشم در چشم خود
می شود شهلا دو چشم چون نخود !
این لبان سرخ محصول رژ است
این فر مژگان ز کار فرمژ است ؛
هست شلوارم سفید و صورتی
جین و برمودا و دمپا و گتی ؛
بوت و آل استار و صندل ؛ نوع کفش
مانتـوی تنگ کمردار بنفش !
بنده حتی گر چه مد باشد کفن ؛
مـی خرم ازآن دوتا طـرح خفن !
می روم بیرون سپس با صد ادا
سوی من چرخد تمام دیده ها
یک "اپل" یا یک "دوو" سر می رسد
یا که یک ماشین دیگر می رسد
می شوم آن گاه پیش او سوار
با دو صد ناز و ادا و افتخار
می شود راننده خیلی شادمان
می برد من را به مقصد رایگان
گرکه باشد دست و دلباز و غنی
می کند مهمان به شام و بستنی
گرچه من حس می کنم او با نبوغ
می دهد تحویل من صد تا دروغ
چون که مقصودم به مقصد رفتن است
حرف او همواره تاییـد من است !
او به فکر روز دیدار دگر
من به فکر " بنز " بیکار دگــر !
" اين همان ترفند پشت و خنجر است ؛
صرفه جويی در كرايه هنر است .
(( به قلم و كار ديگری از پـوريا فـرهمند ؛ برای استفاده از شعر در هر جا ؛ لطفا آدرس منبع " يعنی اين وب " ؛ و نام نويسنده را در پايين مطلب درج نماييد . رعايت كردن و نگه داشتن حرمت ؛ باعث قوت قلب منه ؛ و خواندن وب و نظــــراتتـون ؛ دليل نوشتنم . سپاسگذارم " ))
+ نوشته شده در شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت 3:1 توسط پـوريا فـرهمند ( فرزند كوروش كبير )
|