تقديم به همه آنان كه بی تقصيرند

به همه آنان كه در ره آزادی جان به جهان آفرين تقديم كردند






اين كبوتران را كه طعمه قفس كردند

جرمشان پريدن نيست آسمان هوس كردند

ما كسان قفس ها را با قلم ؛‌ قلم كرديم

ناكسان قلم ها را ميله قفس كردند

ظالمانه می ‌چيدند شاخه‌های برتر را

ساده ‌گونه می ‌گفتيم باغ را هرس كردند

شك مكن كه نشناسی بعد از اين خدا را هم

آيه ‌های مذهب را بس كه پيش و پس كردند

دل‌خوشم كه قاف از ماست گرچه هفت وادی را

پيش چشم سيمرغان عرصه مگس كردند







گیرم که در باورتان به خاک نشستم و ساقه های جوانم

با ضربه های تبرهاتان زخم بست

با ریشه چه می کنید ؟

گیرم که بر سر این بام

بنشسته پرنده ای در کمین

پرواز را علامت ممنوع می زنید

با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید ؟

گیرم که می زنید ؛ گیرم که می برید ؛ گیرم که می کشید

با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید ؟






" برای استفاده مطالب اين وب در وبلاگ ها و سايت های ديگر لطفا اسم و عنوان وبلاگ و نام نويسنده را درج نماييد ؛ سپاسگذارم از محبتتون "